سفارش تبلیغ
صبا ویژن

آزار فاطمه، آزار خدا و پیامبر است

پنج شنبه 87/2/26 2:28 عصر| | نظر

آزار فاطمه، آزار خدا و پیامبر است

این که آزار فاطمه علیهاالسلام اذیت و آزار خدا و پیامبر صلى اللَّه علیه و آله است، موضوعى است که دهها حدیث معتبر در این باره در کتب شیعه و سنى آمده، که اینک بدون نیاز به تحلیل، به چند حدیث از آنها تبرک مى‏جوییم:

1- قال رسول ‏الله صلى الله علیه و آله:

فاطمه بضعة منى، فمن اغضبها اغضبنى (1)؛ فاطمه پاره‏ى تن من است، هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.

2- عن النبى صلى اللَّه علیه و آله:

فاطمه بضعة منى، و هى نور عینى، ثمره فوادى، و روحى التى بین جنبى، من آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه، و من اغضبها فقد اغضبنى، یوذینى ما آذاها (2) ؛ فاطمه پاره‏ى تن من، نور چشمم، میوه‏ى دلم و روح و روانم است. هر کس او را اذیت کند، مرا اذیت نموده و اذیت من اذیت خداست و کسى که وى را به خشم آورد، مرا به خشم آورده، و اذیت مى‏کند مرا، آنچه فاطمه را اذیت کند.3- قال النبى:

فاطمه بضعه منى، من آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه عز و جل و هذا یدل على عصمتها (3)؛ فاطمه پاره‏ى تن من است، هر کس او را اذیت کند مرا اذیت نموده و کسى که مرا اذیت کند، خدا را اذیت کرده. (سپس ابن ابى‏الحدید مى‏گوید: این حدیث، عصمت فاطمه را در بر دارد.)

4- عن رسول‏ الله صلى الله علیه و آله:

ان اللَّه عزوجل لیغضب لغضب فاطمه، و یرضى لرضاها (4)؛ خداوند با خشم و غضب فاطمه به خشم آید و با رضاى او راضى مى‏گردد.

 5- قال رسول‏ الله صلى الله علیه و آله:

فاطمه بضعة منى، یوذینى ما اذاها (5) ؛ فاطمه پاره‏ى تن من است، اذیت مى‏کند مرا، آنچه او را بیازارد.

6- قال رسول ‏الله صلى الله علیه و آله:

فاطمه بنت محمد، و هى بضعة منى، فمن آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه (6) ؛ فاطمه دختر محمد است، او پاره‏ى تن من است، هر کس وى را آزار دهد، مرا آزار نموده و کسى که مرا اذیت کند، خدا را اذیت نموده است. این احادیث ششگانه، که به عنوان نمونه، از کتاب‌هاى معتبر اهل تسنن نقل گردید، مى‏رساند که خشم فاطمه علیهاالسلام باعث خشم خدا و پیامبر مى‏گردد و اساساً رضایت و غضب الهى به رضا و غضب فاطمه علیهاالسلام بستگى دارد. و چنانچه ملاحظه فرمودید از این احادیث به عصمت فاطمه علیهاالسلام اشاره نموده و حرکت او را تابع اراده و خواست خدا مى‏داند.

پی‌نوشت‌ها:

1ـ کنزالعمال، ج 12، ص 108 ش 34222/ جامع الصغیر سیوطى، ج 2، ص 208 ش 58333/ صحیح بخارى، ج 5، ص 96 ش 278.

2ـ مسند احمد حنبل، ج 4، ص 329.

3ـ ابن ابى‏الحدید، ج 16، ص 273.

4ـ فرائد سمطین، ج 2، ص 46، ش 378.

5ـ صحیح مسلم، ج 16، ص 3 به شرح نووى.

6ـ محجةالبیضاء، ج 4، ص 210.


مشترک RSS وبلاگ شوید

آرشیوها

پیوند‌ها